شکوفه های سیب سرخ/قسمت ششم
ساراییل بقچهی نان در بغل وارد چادر قربانخان بابا میشود و نگاه از همه میدزدد طوری که گلصنم میفهمد اما چیزی نمیگوید. دم غروب وقتی که صدای های های زده شدن دوغها در مشکها بالا میگیرد فرصت برای صحبت خاله و خواهرزاده جور میشود. ساراییل مشک میزند و گلصنم آنا مشغول هم زدن دوغ درون











