شکوفه های درخت سیب سرخ/ قسمت چهارم

شکوفه‌های درخت سیب سرخ
قسمت چهارم؛
دل کردن و این پا آن پا کردن درنا از چشمان تیزبین سهراب پنهان نماند و شروع کرد به غر و لند کردن،
؛ درنا خانوم یه سوالی هم میکردی که چی مخوام، پنیر کسیرمه خشک و خالی که از گلو پایین نمیره‌.
درنا: ببخشید دیگه اینجا رستوران نیست که منوی غذا داشته باشه، چادره و بیابون اگه ناراحتی و سختت نمیشه یه فنجون چای بریز ، چندتا حبه قند بنداز توش بهش میگن چای شیرین
اینم من باید یادت بدم؟
سهراب: خب کو قاشق الان؟
درنا: دستتو دراز کن از پیش ظرفا بردار
سهراب : حالا من چای شیرین نخوام چیکار باید بکنم؟
پاشو ی خیار گوجه‌ای چیزی بیار دیگه
درنا: من کار دارم هرچی میخوای خودت وردار، فکر نکن این وظیفه‌ی منه‌ها، این لطفیه که من در حقت میکنم
سهراب: اینجوریه دیگه؟؟؟
گل‌صنم آنا که از پشت آلاچیق به مشاجره‌ی نوه‌هایش گوش میداد با تبسمی به لب وارد چادر میشود و کنار سهراب می‌نشیند و دوتا فنجان چای می‌ریزد.
درنا نگاهی مایوس و معصومانه به دستان گل‌صنم آنا انداخته و به سمت بوجاق( بوجاق به معنای کنار همراه با قیراق به کار می‌رود و اصطلاحا به سمت ضلع های کوچتر چادر هم بوجاق گفته میشود)می‌رود و از کنار مشک‌ها و خیک‌ها خربزه‌ای را بیرون می‌آورد تا برای سهراب قاچ کند.
روال روتین زندگی در محله‌ی قربان‌خان با دل‌سپردگی و جدال درنا و سهراب در تنوره‌ی دل‌هایشان گاهی سوزان و گاه خاموش و پر دود سپری میشود.
اهل خانواده آشکارا پی به راز دل دو نوجوان برده‌اند اما هردو درصدد انکار آنچه نقل محافل خصوصی شده است‌.
اتفاقاتی انگار در کمین این عشق خوابیده‌ باشد.که خوشایند سهراب نخواهد بود‌.
یک نانجیبی از همه‌جا بیخبر،پا به میان گذاشته، دشنه را از غلاف برکشیده و قصد سربریدن عاطفه و عشق دو نوجوان را کرده‌است‌‌.
آری مراسم خواستگاری در خانه ی ایلماس و ساراییل برگزار می‌شود.
خانواده‌ی آرش، چندساعتی از غروب گذشته در خانه‌ی ایلماس را می‌کوبند و در نبود درنا از او سوْوجۆلێگ( خواستگاری‌اش) می‌کنند. دل ساراییل می‌لرزد از این نابهنگام ناخوش‌آمد‌. او از دل دخترش آگاه است ‌.می‌ترسد ، مردمک چشمانش سو سو می‌زنند، دستانش مرتعش بالا پایین می‌روند‌. انگار رمق از پاهایش گرفته شده باشد.
خبر عروسی در ایل همیشه خوشایند است اما ساراییل دلش نمی‌خواهد که ریسه‌ی این عروسی چنین در خانه‌اش بسته شود‌.
حرف‌های اولیه زده شد و قرار شد که پس از مشورت با خانواده جواب خواستگاری را بدهند.
ادامه‌ دارد…
نوشته‌ی زیبا قره‌قانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *